09120210913 شنبه تا چهارشنبه ۹ الی ۱۷

مصادیق استفاده از تامین دلیل

✅ مصادیق استفاده از تامین دلیل چه مواردی است ⁉️

✍🏻به عنوان مثال اتومبیلی با اتومبیل شما تصادف کرده و خسارت وارد شده است و طرف شما حاضر به پرداخت خسارت نیست . در این موقع می‌خواهید از ماشین تان استفاده کنید و مجبور به تعمیر آن می باشید اما مکان خسارت دیده برطرف می شود و در حال حاضر می خواهید خسارت وارده برآورد شود تا اگر خواستید بعداً از طریق طرح دعوا ، خسارت را وصول کنید در موقع محاکمه ،خسارت‏ معلوم باشد و یا اینکه مثلاً شما مستاجر ملکی هستید و پس از انقضاء مدت اجاره جهت عدم تعلق خسارت و اجرت‌المثل و مطالبه مبلغ ودیعه خود ، تخلیه و خالی بودن عین مستاجره را صورت مجلس و تامین دلیل می کنید.

مرجع قضایی صالح برای شکایت از مزاحمت تلفنی

✅مرجع قضایی صالح برای شکایت از مزاحمت تلفنی

🔷مزاحمت تلفنی جرم است و مجازات دارد. در جرم مزاحمت تلفنی جرم در جایی اتفاق می‌افتد که مزاحمت در آن تحقق پیدا می‌کند؛ یعنی جایی که فرد شاکی جملات آزاردهنده‌ی مزاحم را می‌شنود یا به عبارت بهتر در جایی که مخاطب در آن‌جا گوشی تلفن را برمی‌دارد.

🔻ممکن است تا به حال برایتان پیش آمده باشد که مزاحم تلفنی داشته باشید. طبیعی است که در این موارد هر کسی عکس‌العملی نشان می‌دهد. به عنوان مثال ممکن است یک نفر بخواهد با تهدید به شکایت کیفری طرف مقابل را از ادامه‌ی مزاحمت منصرف کند اما در برخی موارد بعضی از افراد به مزاحمت‌های خود ادامه داده و اصلا تهدیدات این چنینی را جدی نمی‌گیرند. باید بدانیم که مزاحمت تلفنی جرم است و مجازات دارد. آقا شاپور و همسرش شراره خانم که ساکن بروجرد هستند مدت‌های مدیدی است که درگیر مزاحم تلفنی هستند. مدت‌های مدیدی است که تلفن‌آنها زنگ می‌خورد اما پس از پاسخ دادن، یا با صدای فوت روبرو می‌شوند و یا اینکه فردی از آن طرف با تغییر دادن صدای خود حرف‌های ناشایست و بی‌ربطی به آنها می‌زند. بالاخره آقا شاپور که از این تماس‌ها به تنگ آمده‌بود، آرامش خود را از دست داد و دیگر نمی‌دانست چه‌کار باید بکند. هر جا که می‌رفت گوشی‌اش مدام به صدا درمی‌آمد و او نمی‌دانست که باید پاسخ این تماس‌ها را بدهد یا خیر. در نهایت تصمیم گرفت که به دادسرای بروجرد مراجعه کند. پس از مراجعه‌ی او به دادسرا، مخابرات بروجرد اعلام کرد که این فرد(مزاحم تلفنی) ساکن دزفول است اما آقا شاپور به عنوان شاکی مدعی شد که مزاحم را شناسایی کرده و او ساکن کرج می‌باشد. دادسرای بروجرد با توجه به اینکه مزاحم در کرج سکونت داشت، قرار عدم صلاحیت صادر می‌کند؛ یعنی اعلام می‌کند که صلاحیت رسیدگی به این شکایت را ندارد و باید شاکی در دادسرای کرج، شکایت خود را مطرح کند زیرا فردی که مزاحم او شده‌است، ساکن کرج می‌باشد. آدرس معرفی شده توسط شاکی هم بررسی شده اما متهم در آن نشانی یافت نمی‌شود. دادسرای کرج هم خود را صالح به رسیدگی نمی‌داند و می‌گوید باید شاکی در دادسرایی شکایت خود را مطرح نماید که در حوزه‌ی آن، مزاحم با گوشی همراه خود مزاحمت را ایجاد کرده‌است. با توجه به اختلاف‌نظری که میان دادسرای کرج و دادسرای بروجرد به وجود آمده بود و هیچ‌کدام از آن‌ها خود را صالح به رسیدگی نمی‌دانستند، پرونده برای حل اختلاف به دیوان عالی کشور فرستاده می‌شود. دیوان عالی کشور، دادسرای بروجرد را به عنوان مرجع صالحی که باید شکایت نزد آن مطرح شود، معرفی می‌نماید. استدلال مطرح توسط دیوان این بود که طبق قانون، در جرم مزاحمت تلفنی فرد شاکی باید در شهری شکایت خود را مطرح کند که نتیجه مدنظر مزاحم در آن اتفاق افتاده‌است. یعنی در خصوص جرایم دادسرایی برای رسیدگی به شکایت صالح است که جرم در حوزه‌ی آن اتفاق افتاده‌است. در جرم مزاحمت تلفنی هم جرم در جایی اتفاق می‌افتد که مزاحمت در آن تحقق پیدا می‌کند. مزاحمت هم در جایی تحقق پیدا می‌‌کند که فرد شاکی جملات آزاردهنده‌ی مزاحم را می‌شنود یا به عبارت بهتر در جایی تحقق پیدا می‌کند که مخاطب در آن‌جا گوشی تلفن را برمی‌دارد. بنابراین، محل سکونت فرد مزاحم یا اینکه او از کدام شهر مزاحمت ایجاد کرده‌است، اهمیتی ندارد. برای مثال اگر فرد الف از شهری در شرق کشور، برای فرد ب که در شهرهای غربی کشور ساکن است، با تلفن همراه خود مزاحمت ایجاد کند و حرف‌های توهین‌آمیز به او بزند، شاکی باید در همان شهری که این حرف‌های توهین‌آمیز را شنیده است شکایت خود را مطرح نماید چون در این شهر جرم مزاحمت تلفنی تحقق پیدا می‌کند /پایگاه آموزش همگانى (مهداد)قوه قضاییه

◼️رأی وحدت رویه شماره 721 ـ 21/4/1390 هیأت عمومی دیوان عالی کشور

🔹وقوع بزه مزاحمت برای اشخاص به وسیله تلفن یا دستگاه‌های مخابراتی دیگر ـ موضوع ماده 641 قانون مجازات اسلامی ـ منوط به آن است که نتیجه آن که مقصود مرتکب است محقق گردد، بنابراین در مواردی که اجرای مزاحمت از یک حوزه قضایی شروع و نتیجه آن در حوزه قضایی دیگر حاصل شود، محل حدوث نتیجه مزبور، محل وقوع جرم محسوب و مناط صلاحیت دادگاه رسیدگی‌کننده نیز همین امر خواهد بود. بر این اساس رأی شماره 1045ـ20/7/1385 شعبه بیست و هفتم دیوان عالی کشور که با این نظر مطابقت دارد به اکثریت آراء صحیح و منطبق با موازین قانون تشخیص می‌گردد.
موسسه حقوقی دکتر علوی 09120210913

طرح دعوای ابطال سند رهنی

ابطال_عقد_رهن
ابطال_سند_رسمی

✅چکیده:
طرح دعوای ابطال سند رهنی(از جمله اسناد رهنی بانکها) موکول به آن است که ابتدا عقد رهن مبنای سند مذکور ابطال گردد.

🔹تاریخ رای نهایی:
1391/09/20
🔹شماره رای نهایی: 9109970220301190

✅رای بدوی

در خصوص دعوی آقای د.ف. به وکالت از خانم الف.ص. به طرفیت 1- شرکت ر.2- د.3- اداره ثبت اسناد و املاک کشور4- سازمان مدیریت و نظارت بر تاکسیرانی تهران دایر بر ابطال سند رهنی به شماره29346-5/3/86 تنظیمی در دفترخانه 333 اسناد رسمی تهران ماحصل دعوی مطروحه آنست که موکل یک باب آپارتمان خود را به موجب سند رهنی فوق‌الذکر در رهن خوانده ردیف چهارم قرار داده تا خوانده ردیف اول بتواند مجوز تأسیس اخذ نماید و مقرر بوده که پس از 6 ماه که شرکت تأسیس شد این ملک فک رهن گردد لیکن پس از گذشت 5 سال تاکنون این امر صورت نپذیرفته فلذا تقاضای صدور حکم شایسه را دارد دادگاه صرف‌نظر از استدلالات مطروحه از سوی طرفین در پذیرش یا رد خواسته مطروحه نظر به اینکه ابطال سند فرع بر ابطال [مبنای] سند می‌باشد که در مانحن‌فیه ابطال عقد رهن خواسته نشده است لذا دعوی به کیفیت مطروحه قابلیت استماع را نداشته و مستنداً به ماده2 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی صادر و اعلام می‌گردد. این رأی حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران می‌باشد.
🔹رئیس شعبه 129 دادگاه عمومی تهران

✅رای دادگاه تجدید نظر

تجدیدنظرخواهی خانم الف.ص. با وکالت آقای د.ف. نسبت به دادنامه شماره 464 مورخ 27/4/91 صادره از شعبه 129 دادگاه عمومی تهران که به موجب آن قرار عدم استماع دعوی ابطال سند رهنی شماره 29346 مورخ 5/3/86 صادر شده است وارد نمی‌باشد زیرا صرف‌نظر از استدلال دادگاه محترم بدوی اصولاً طرح دعوی ابطال سند رهنی صحیح نمی‌باشد بلکه خواهان باید طرف قرارداد خود را به فک رهن ملزم نماید و دعوی الزام به فک رهن مطرح کند لذا تجدیدنظرخواهی متضمن جهت نقض نیست و دادنامه تجدیدنظرخواسته از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ومبانی استنباط و ذکر جهات موجهه و انطباق موضوع با قانون و مقررات حقوقی فاقد اشکال می‌باشد. دادگاه با رد تجدیدنظر مستنداً به ماده 355 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را نتیجتاً تأیید و استوار می‌نماید. این رأی قطعی است.
🔹مستشاران شعبه 3 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
موسسه حقوقی دکتر علوی 09120210913

انواع‌حکم‌ازنظرماهیت

📚 آئین‌دادرسی‌مدنی

📝 انواع‌حکم‌ازنظرماهیت

احکام از نظر ماهیت به چند دسته تقسیم می شوند که به شرح ذیل است :
۱. احکام اعلامی و تأسیسی
۲. احکام قطعی وغیر قطعی
۳. احکام حضوری وغیابی
۴. احکام نهایی و غیر نهایی
۵. احکام لازم الاجرا و غیر لازم الاجرا

✅ حکم‌اعلامی
غالبا احکامی که دادگاه صادر می‌کند وضعیت جدیدی در حقوق اصحاب دعوا ایجاد نمی‌کند بلکه وضعیت سابق را شناسایی کرده واعلام می نماید مثلا دعوای اعلان فسخ قرارداد یا حکم‌طلاق یا حکم حجر.

✳️ حکم‌تاسیسی
منظور از این حکم این است که وقتی حکم‌صدور می شود دادگاه وضعیت جدیدی را در حق صاحبان دعوا ایجاد می کند که نام دیگر این حکم، ‌حکم‌ایجادی است. به طور مثال حکم ورشکستگی تاجر.

❇️ نکته
حکم اعلامی نیاز به صدور اجرائیه ندارد ولی حکم تاسیسی برای اجرای حکم نیاز به صدور اجرائیه دارد.(م ۴ ق.آ.د.م)

✳️ حکم‌قطعی
حکمی است که خواسته یا بهای آن از 3 میلیون ریال کمتر باشد که در این‌صورت آرای صادره از دادگاه تجدیدنظر نیز قطعی وغیر قابل تجدید نظر هستند. همچنین در صورتی که رأی صادره از دادگاه بدوی ذاتاً غیرقطعی باشد، ولی در مهلت ۲۰ روزه نسبت به آن تجدیدنظرخواهی صورت نگیرد و مهلت تجدیدنظر خواهی آن پایان یابد رأی قطعیت می یابد. فایده تفکیک احکام به قطعی و غیر قطعی علاوه بر قابلیت تجدیدنظر خواهی از احکام غیرقطعی، قابلیت اجرایی بودن احکام قطعی است.

✳️ نکته
حکم‌قطعی حکمی است که به هر دلیلی قابل تجدید نظر خواهی یا واخواهی نباشد.

✳️ حکم‌غیرقطعی
حکمی است که خواسته یا بهای آن از 3 میلیون ریال بیشتر باشد. ویژگی احکام غیرقطعی این است که محکوم علیه حکم تا ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ حکم می تواند نسبت به آن دردادگاه تجدیدنظراستان،اعتراض (تجدیدنظرخواهی)نماید.

موسسه حقوقی دکتر حقوقی 09120210912

وارد آوردن ضربات متعدد چاقو به نقاط حساس بدن

سؤال❓

چنانچه فردی با وارد آوردن ضربات متعدد چاقو به نقاط حساس بدن از جمله گردن و شکم موجب شود مصدوم تحت عمل جراحی قرار گیرد و متعاقباً فوت کند و پزشکی قانونی با اعلام علت فوت (شوک عفونی در زمینه­ عفونت منتشره داخل شکمی و در اثر پارگی احشای داخل شکمی) پزشکان معالج را به میزان سی درصد مقصر بشناسد آیا این امر می تواند موجب تبدیل نوع قتل از عمد به شبه
عمد شود و آیا اصولاً چنانچه قتل در تعریف عمد بگنجد آیا اصطلاح تقصیر بر آن قابل انطباق است؟

✅نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه(نظریه شماره ۲۱۳۲/۹۳/۷ ـ ۸/۹/۱۳۹۳)

در فرضی که ضربات وارده به قصد قتل مجنی­ علیه بوده یا عمل نوعاً موجب قتل شود و نتیجه حاصله (مرگ) با قصد مرتکب یا نوع عمل منطبق باشد، با توجه به بند ب ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ قتل، عمدی است و قصور پزشکان به شرحی که در استعلام آمده، ماهیت قتل عمدی مرتکب را تغییر نمی ­دهد. اگر چه قصور پزشکان ممکن است موجب مسئولیت انتظامی آنان باشد، در هر صورت تشخیص موضوع و تطبیق آن با قانون به عهده قاضی رسیدگی کننده است.
موسسه حقوقی دکتر علوی 09120210913

️موانع تحقق ارث

✴️موانع تحقق ارث

✍🏻مقصود از موانع تحقق ارث، اموری است که وجود هر یک از آن‌ها، به‌رغم وجود شرایط وراثت، مانع از تحقق ارث می‌شود. برای اینکه بتوان وارثی را به این علت از ارث محروم کرد، باید وجود یکی از این عوامل به اثبات برسد. در صورت شک در وجود مانع، کسی که اسباب و شرایط وراثت در او جمع باشد، از متوفی ارث خواهد برد. موانعی که در قانون مدنی از آن‌ها نام برده شده است عبارتند از:

🔺کفر
کافر از مسلمان ارث نمی‌برد، امّا مسلمان از کافر ارث می‌برد. به استناد ماده‌ی ۸۸۱ مکرر ق.م، اگر متوفی مسلمان باشد، هر یک از ورثه که کافر باشد از او ارث نمی‌برد. اگر متوفی کافر باشد، در صورتیکه در جمع ورثه‌ی او، فرد مسلمانی موجود باشد، آنکه مسلمان است ارث می‌برد و مانع ارث بردن سایر ورّاث که کافر هستند میشود.

🔺قتل
کشتن عمدی کسی به ناحق، نه برای قصاص، دفاع یا حدّ و مانند آن، موجب محرومیّت قاتل از ارث است. به قول مشهور، در قتل خطایی، قاتل تنها از دیه پرداختی محروم است.در این که قتل شبه عمد مانند قتل خطایی است یا حکم قتل عمد را دارد، اختلاف است. قول نخست به ظاهر کلمات بیشتر فقها نسبت داده شده است.

☑️به استناد ماده‌ی ۸۸۰ ق.م، هر‌گاه کسی عمداً مورّث خود را بکشد، از ارث او محروم می‌شود. این حکم قانون‌گذار از دو جهت دارای اهمیت است. نخست آنکه محرومیت از ارث، بعنوان نوعی تنبیه و مجازات برای قاتل در نظر گرفته شده است. دیگر آنکه منع از ارث نوعی اقدام پیشگیرانه از جرم قتل نیز هست، چرا که انگیزه‌‌ی ارتکاب قتل را، در فرضی که وارث به طمع دستیابی به ثروت مورّث به آن دست می‌زند، ازبین می‌برد.لیکن در این مورد باید دانست که اگر قتل عمدی مورّث، به علت مشروعی باشد، مانع از تحقق ارث نیست و به همین دلیل است که ماده‌ی ۸۸۱ ق.م مقرر می‌دارد:

«در صورتی که قتل عمدی مورث، به حکم قانون یا برای دفاع باشد مفاد ماده‌ی فوق مجری نخواهد بود»

🔺برده بودن
مورّث یا وارث مانع ارث است، مگر آن که وارث، منحصر به برده باشد. در این صورت، برده هر چند به طور قهری، از ترکه خریداری و آزاد می‌گردد و باقی مانده ترکه به او داده می‌شود. در این که برده در هر طبقه‌ای از طبقات سه گانه که باشد در صورت انحصار وارث به او، آزاد شود یا آن که این حکم اختصاص به پدر و مادر یا آنان به اضافه فرزندان میّت دارد، اختلاف است.
🔺لعان
اگر مردی با همسرش برای نفی فرزند از خود، ملاعنه (لعان) کند، زن و شوهر از یکدیگر و نیز مرد از فرزند مورد لعان و بالعکس، ارث نمی‌برند. لعان در لغت به معنی لعنت کردن است و در اصطلاح عبارت است از اظهار لعن و نفرت بین زوجین با صیغه‌ی مخصوص، با این منشا که شوهر به همسر خود نسبت زنا بدهد و یا فرزندی را که شرعاً ملحق به اوست، انکار کند. به استناد ماده‌ی ۸۸۲ ق.م، بعد از لعان، رابطه‌ی زوجیت منحل می‌شود و زن و شوهر که بر هم حرام ابدی می‌شوند، از یکدیگر ارث نمی‌برند. همچنین فرزندی که به سبب انکار او لعان واقع شده است، از پدر ارث نمی‌برد و پدر نیز از او ارث نمی‌برد.

🔺زنا
نه زنا زاده از پدر و مادر خود ارث می‌برد و نه پدر و مادر و نزدیکان آنان از وی. به استناد ماده‌ی ۸۸۴ ق.م، طفل متولد از زنا، از پدر و مادر و اقوام آنان ارث نمی‌برد. البته علت این حکم آنست که، به استناد ماده ۱۱۶۷ ق.م طفل متولد از زنا، ملحق به زانی نمی‌شود؛ یعنی بین آن‌ها رابطه‌ی خویشاوندی نسبی به‌وجود نمی‌آید و نبودن توارث، بین زانی و فرزند ناشی از زنا، یکی از نتایج فقدان رابطه خویشاوندی مشروع است.

موسسه حقوقی دکتر علوی 09120210913

اختلاف وراث در تقسیم ارث

اختلاف وراث در تقسیم ارث

اگر یک یا چند نفر از ورثه راضی به تقسیم ترکه نباشند،کسی که مایل است اموال تقسیم شود باید از دادگاه تقسیم ترکه را درخواست نماید.

دادگاه همه ورثه را دعوت و به موضوع رسیدگی می کند.
اگر مال قابل تقسیم باشد(مثل پول نقد) دادگاه سهم هر یک از ورثه را تعیین می کند،ولی اگر مانند خانه یا اتومبیل باشد که نتوان سهم هر یک از ورثه را جداگانه به وی داد،دادگاه آن را به مزایده می گذارد و پس از فروش،سهم هر یک از ورثه را به آنها پرداخت می کند.
موسسه حقوقی دکترعلوی 09120210913

آیا خواندن صیغه محرمیت به صورت شفاهی مورد قبول قانون می باشد؟

آیا خواندن صیغه محرمیت به صورت شفاهی مورد قبول قانون می باشد؟

در اصطلاح ازدواج موقت ( صیغه ) عقد زناشویی است که برای مدت محدودی واقع شده باشد. به آن ازدواج منقطع، نکاح منقطع و یا متعه نیز می گویند و در اصطلاح عامه صیغه معروف است.

زیرا این نوع عقد به منظور بهره مند شدن مرد از زن واقع می شود. تنها تفاوت ازدواج موقت با دائم در این است که بر مرد، نفقه زن (تهیه خوراک، پوشاک و مسکن) واجب نیست و پس از سپری شدن زمان عقد دیگر نیازی به خواندن صیغه طلاق نیست.

خواندن صیغه محرمیت به صورت شفاهی در صورتی که خانواده زوجین مطلع باشند هیچ اشکال قانونی و شرعی ندارد.
موسسه حقوقی دکترعلوی 09120210913

🇨🇦🇨🇦تغییر سوگند نامه شهروندی کانادا

تغییر سوگند نامه شهروندی کانادا

احمد حسین، وزیر مهاجرت، پناهندگی و شهروندی کانادا، از ارائه لایحه ای موسوم به Bill C-99 در رابطه با اصلاح متن سوگندنامه شهروندی به پارلمان خبر داد.
این اصلاحات شامل توجه ویژه به حقوق بومیان خواهد بود.اصلاحات پیشنهادی در راستای نشان دادن تعهدات دولت به بومیان، بازیابی روابط با بومیان و احترام همکاری و مشارکت با بومیان است.
بر اساس پیشنهاد ارائه شده به پارلمان متن سوگند شهروندی به شرح ذیل تغییر می کند:
« من قسم می خورم که به ملکه الیزابت دوم ، ملکه کانادا ، وارثان و دوستداران او وفادار باشم . من به قوانین کانادا از جمله قانون اساسی که شامل حقوق بومیان اولیه Inuit و Métis است احترام بگذارم و وظایفم را بعنوان یک شهروند کانادایی انجام دهم.»
ادای سوگند آخرین مرحله دریافت شهروندی کانادا است. این سوگندنامه تعهد مهمی در پذیرش قوانین کانادا و اجرای وظایف شهروندان جدید بعنوان یک تبعه کانادایی است.
این سوگند همچنین اعلامی عمومی و رسمی برای ورود به جمع شهروندان جدید و خانواده کانادایی است و هر فرد با این سوگند متعهد احترام به ارزش ها و سنتهای کانادا می شود.
———————————-
موسسه حقوقی دکتر علوی 09120210912

دریافت عوارض افتتاحیه از واحدهای صنفی، غیرقانونی است

✅دریافت عوارض افتتاحیه از واحدهای صنفی، غیرقانونی است.

🔹به گزارش روابط عمومی دیوان عدالت اداری، به دنبال شکایت اتحادیه صنف پوشاک شهرکرد از شهرداری شهرکرد و درخواست ابطال بند 2 از قسمت (الف) فصل هفدهم عوارض مصوب سال 1395 شهرداری شهرکرد تحت عنوان عوارض افتتاحیه، هیأت عمومی دیوان عدالت اداری این مصوبه را که دریافت عوارض افتتاحیه از واحدهای صنفی این شهر را مقرر کرده بود را باطل کرد.

در ادامه این گزارش و در بند 2 از قسمت (الف) فصل هفدهم عوارض مصوب سال 1395 شهرداری شهرکرد آمده است که “عوارض افتتاحیه زمان صدور پروانه کسب محاسبه و از متقاضی دریافت می گردد.در صورت تغییر شغل و یا تغییر نام پروانه کسب (انتقال پروانه) از شخصی به شخص دیگر عوارض افتتاحیه به نام شخص جدید قابل وصول می باشد”.

بر همین اساس شاکی مدعی است که شورای اسلامی شهرکرد با استناد به بند 2 قسمت (الف) فصل هفدهم عوارض سال 1395 در قالب عوارض کسب و پیشه، عوارضی تحت عنوان عوارض افتتاحیه واحدهای صنفی به صورت مقطوع علاوه بر کلیه عوارض کسب و پیشه که در زمان صدور پروانه کسب اخذ می نماید حتی برای واحدهای صنفی که قبلاً پروانه کسب دریافت داشته اند و عوارض های مربوطه را در زمان دریافت پروانه کسب پرداخت نموده اند در قبوض مربوطه لحاظ و مطالبه می نماید که با توجه به بند 26 از ماده 71 قانون شوراها تصویب نرخ خدمات ارائه شده توسط شهرداری و سایر سازمان های وابسته به آن با رعایت آیین نامه مالی و معاملاتی شهرداری و جزء وظایف شورای اسلامی شهر اعلام شده است. لیکن از آنجایی که از بابت اخذ عوارض افتتاحیه واحد صنفی، شهرداری خدمات خاصی را ارائه نمی کند که امکان دریافت بهای آن را داشته باشد.

در همین راستا طرف شکایت نیز در دفاعیات خود آورده است که شهرداری ها در قبال دریافت عوارض، خدمات مستقیمی ارائه نمی دهند که بخواهد هم وزن آن وجه دریافت نماید بلکه مجموعه وجود شهرداری خدمات رسانی است و از محل دریافت همین عوارض ها که از شهروندان به انحاء مختلف دریافت میکند خدمات رسانی می کند.همین طور دریافت عوارض از صنوف و ارائه دهندگان خدمات عملی یکی از منابع تأمین اعتبار شهرداری است که از بودجه ملی و دولتی هیچ سهمی نمی برد و تمام بودجه شهرداری از محل عوارض محلی می باشد و عوارض افتتاحیه فقط یک بار و هنگام صدور پروانه دریافت می شود و با عوارضی که صنوف به طور سالیانه می پردازند تفاوت دارد.

در نهایت پس از بحث و بررسی در هیأت عمومی دیوان عدالت اداری و با تأیید نظریه اتفاقی هیأت تخصصی عمران، شهرسازی و اسناد و با توجه به اینکه در بند 16 ماده 71 قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران مصوب سال 1375 با اصلاحات بعدی و تبصره یک ماده 50 قانون مالیات بر ارزش افزوده وضع عوارض جزء وظایف و اختیارات شورای اسلامی شهرها بوده است لکن عوارض افتتاح، مازاد بر سایر عوارض قانونی می باشد و این مصوبه مغایر قانون و خارج از حدود اختیارات تشخیص و ابطال گردید.

لازم به ذکر است که بر اساس ماده 92 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب 92/3/25 چنانچه مصوبه‌ای در هیأت عمومی ابطال شود، رعایت مفاد رأی هیأت عمومی در مصوبات بعدی، الزامی است. هرگاه مراجع مربوط، مصوبه جدیدی مغایر رأی هیأت عمومی تصویب کنند، رئیس دیوان موضوع را خارج از نوبت بدون رعایت مفاد ماده (83) این قانون و فقط با دعوت نماینده مرجع تصویب کننده، در هیأت عمومی مطرح می‌نماید.

موسسه حقوقی دکترعلوی 09120210913