09120210913 شنبه تا چهارشنبه ۹ الی ۱۷

اصطلاحات حقوقی 2

اصطلاحات حقوقی

▓فک رهن: خروج مال مورد رهن از حالت وثیقه بودن.

▓زیان: در معنای ضرر به کار می رود.

▓زیان دیرکرد: به معنی خسارت تأخیر تأدیه (پرداخت) است.

▓سازش: تراضی (توافق) طرفین دعوی بر فیصله نزاع معین در دادگاه و با دخالت دادرس.

▓سبب: خویشاوندی است بین دو نفر که بر اثر رابطه زناشویی به وجود می آید.

▓سفیه: کسی است که تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود عقلایی نباشد.

▓سقوط: تنزل و از بین رفتن حق را گویند.

▓سکنی: حق انتفاع هرگاه به صورت سکونت منتفع در مسکن متعلق به غیر باشد، آن را سکنی نامند.

▓سلطه: عبارت است از اختیار قانونی شخص بر اشیاء یا اموال یا اشخاص دیگر.

▓شخص حقوقی: عبارت است از گروهی از افراد انسان با منفعتی از منافع عمومی.

▓شخص حقیقی: به معنای شخص طبیعی است.

▓شخص طبیعی: اشخاص انسانی را گویند که موضوع حق و تکلیف هستند

▓صغیر: کسی که به سن ۱۸ سال تمام نرسیده باشد.

▓صلح: عقدی است که در آن طرفین، توافق بر امری از امور کنند؛ بدون اینکه توافق آنها به عنوان یکی از عناوین معروف عقود باشد.

▓صیغه: در عقود و ایقاعات تشریفاتی الفاظ معین را گویند که عقد یا ایقاع بدون آن الفاظ صحیح نیست.

📒ضامن: متعهد در عقد ضمان را گویند.

📒ضمان: به معنی عقد ضمان است و عبارت است از اینکه شخصی مالی را که بر ذمه دیگری است، به عهده بگیرد.

📒طلب: تعهدی که بر ذمه شخصی به نفع کسی وجود دارد.

📒عرف: چیزی که در ذهن شناخته شده و مأنوس و مقبول خردمندان است.

📒عطف قانون به ما سبق: یعنی حکومت قانون نسبت به وقایعی قبل از تاریخ وضع و نشر آن.

📒عقد: تعهد یک طرف بر قبول امری که مورد قبول طرف دیگر باشد.

📒علت: امری است که به محض وقوع آن چیز دیگری بدون اینکه تأخیری رخ دهد به دنبال آن واقع شود.

📒عوض: در معاملات معوض هر یک از دو موضوع مورد معامله را گویند.

✅عین: اشیاء مادی مستقل.

✅غش: از جرایم مربوط به تقلب در کسب است.

✅غصب: تصرف در مال غیر به نحو عدوان.

✅غیر منقول: مالی که از جایی به جایی قابل انتقال نباشد مانند زمین و معدن.

✅قرض: عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین عقد مقدار معینی از مال خود را به طرف دیگر تملیک می کند و طرف او مثل آن را از حیث مقدار، جنس و وصف رد کند.

✅شاهد: کسی که شهادت بر امری می دهد.

✅شبه عقد: عبارت است از یک عمل ارادی که قانون آن را منع نکرده و بدون اینکه عقدی منعقد شود، ایجاد تعهد در مقابل غیر کند.

✅شخص: کسی که موضع حق قرار گیرد، مانند انسان و شرکت تجاری.

✅شرط: امری است محتمل الوقوع در آینده که طرفین عقد یا ایقاع کننده، حدوث اثر حقوقی عقد یا ایقاع را متوقف بر حدوث آن امر محتمل الوقوع کنند.

✅قسم: گواه گرفتن یکی از مقدسات بر صدق اظهار خود.

✅قصد: مصمم شدن به انجام یک عمل حقوقی از قبیل اقرار، بیع و غیره.

✅قولنامه: نوشته ای غالباً عادی حاکی از توافق بر واقع ساختن عقدی درموردh معینی که ضمانت اجرای تخلف از آن، مشخص است.

✅قیم: نماینده قانونی محجور که از طرف مقامات صلاحیتدار قضایی در صورت نبودن ولی قهری و وصی او تعیین می شود.

✅گرو : مترادف رهن است. گرودهنده، راهن و گروگیر، مرتهن است و گروگان عین مرهونه را گویند.

✅مؤجل: تعهدی که انجام دادن آن، مشروط به رسیدن اجل معین باشد.

✅مأجور: به معنای عین مستأجره استعمال شده است.

✅ماترک: مالی که با فوت مالک آن و به حکم قانون به وارث تعلق گیرد.

✅مالک: صاحب ملک، صاحب مال غیرمنقول، صاحب اراضی و صاحب سرمایه در عقد مضاربه.

✅مالکیت: حق ا ستعمال، بهر ه برداری و انتقال یک چیز به هر صورت مگر در مواردی که قانون استثناء کرده باشد.

✅مایملک: قسمت مثبت از دارایی شخص را گویند.

✅متصالح: قبول کننده را در عقد صلح گویند.

✅مثمن: معوض را در عقد بیع گویند.

✅مجنون: کسی که فاقد تشخیص نفع و ضرر و حسن و قبح است.

✅محجور : کسی که فاقد عقل یا رشد یا کبر باشد.

✅محق: کسی که ادعای او حق است.

✅محل اقامت: محلی که شخص در آنجا سکونت داشته و مرکز مهم امور او نیز در آنجا باشد.

✅مدیون: کسی که بر ذمه او تعهدی به نفع غیر وجود دارد.

✅مستعیر: کسی که مال غیر را به عاریه می ستاند.

✅️مستغلات: اموال غیرمنقولی که مورد بهره برداری توسط مالک آنهاست.

✅مستودع: مرادف ودیعه گیر.

✅️مشتری: کسی که در عقد بیع، قبول عقد می کند و عوض می دهد.

✅مصالح: کسی که در عقد صلح، ایجاب از ناحیه او است.

✅️مضاربه: عقدی است که به موجب آن یکی از متعاملین سرمایه می دهد، با قید اینکه طرف دیگر با آن تجارت کرده و در سود آن شریک باشند

✅معافیت : عفو از حق به معنی چشم پوشی از حق خود به نفع طرف است.